مرتضى راوندى

11

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پاشيدگى و فساد و سقوط دولت ساسانى جلوگيرى كنند . برعكس ، سران اعيان نظامى و روحانيان به اتكاى منابع سرشار متصرفات ارضى خويش ، نه تنها از حكومت مركزى كم حساب مىبردند بلكه در بسيارى از موارد ، آشكارا تمايلات استقلال‌طلبى ابراز مىنمودند . آخرين جنگ ايران و روم شرقى ( 628 - 604 ميلادى ) كه از لحاظ ايران ، با ناكامى پايان يافت ، لطمهء شديدى به نيروهاى توليدى كشور وارد آورد ، و مردم شهر و روستا ، بر اثر مالياتهاى هنگفت و فوق العاده‌اى كه براى احتياجات و مصارف جنگى مىپرداختند ، سخت فقير گشتند . ضمنا جنگ مزبور ايران را از لحاظ نظامى و سياسى ضعيف كرد و از نفوذ كلمه و حيثيت شاهنشاه و دولت مركزى وى كاست و مبارزه‌اى كه به‌خاطر كسب قدرت حكومت ميان دستجات گوناگون اعيان درگرفت ، بيشتر موجب ضعف ايران گرديد . « 20 » با اينكه حكومت ايران در عهد يزدگرد سوم به ضعف و ناتوانى گراييده بود ، معهذا هيچكس در آغاز قرن هفتم ميلادى گمان نمىكرد كه استقلال و آزادى ايران از طرف همسايگان تازى چادرنشين مورد تهديد قرار گيرد . هرچند جنگ ذوقار و پيروزى چندهزار عرب بدوى بر لشكريان ايران ، اعلام خطر بزرگى بود ، ولى گردانندگان حكومت ايران اين آژير خطر را جدى نگرفتند و در مقام اصلاح اوضاع اجتماعى و بهبود سازمان لشكرى خود برنيامدند . حتى پس از حملهء اعراب و پيشروى سريع آنان به سوى مناطق مهم و معمور ، سران حكومت ساسانى هيچگاه بطور جدى درصدد برنيامدند براى مدتى كوتاه از تشريفات بى جا و خودپرستى كه حيات و هستى آنها را تهديد مىكرد ، دست بردارند . به قول ثعالبى ، پس از آنكه اعراب به تيسفون راه يافتند ، يزدگرد شهريار نگونبخت ايران « . . . با هزار طباخ ، و هزار رامشگر و هزار يوزبان ، و هزار بازبان . . . از پايتخت رو به فرار نهاد . . . » اگر گفتهء ثعالبى مقرون به حقيقت باشد ، بايد بگوييم حتى پس از آغاز حمله و هجوم عمومى اعراب به ايران ، در يزدگرد و ديگر سران حكومت ساسانى كمترين اثرى از بيدارى و انتباه و فكر چاره‌جويى پيدا نشده بود ؛ در حالى كه در بين اعراب تازه به دوران رسيده جوش و خروش فوق العاده به چشم مىخورد . چه ، در تعليمات اسلام ، جهاد يعنى جنگ در راه دين ، و يا در راه خدا عليه كفار ، يعنى با تمام كشورهاى نامسلمان يك فريضهء مذهبى تلقى مىشد . در نظر خداوند ، يك روز جهاد به خاطر دين ، بيش از يك ماه روزه ارزش دارد . بدين‌طريق ، اسلام به صورت يك دين جهانگشا درآمد . به گفتهء قرآن ، غازيان اسلام كه وارد خاك كفار مىشوند ، حق دارند زنان و مردان غيرنظامى را بكشند و يا

--> ( 20 ) . پيگولوسكايا ، ن . و . و ديگران ، تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هيجدهم ، ص ، 165 .